اقتصاد
کشور از روز شنبه شاهد کاهش قیمت ارز در بازار آزاد بود بهطوری که خط
روانی دلار در بازار شکسته شد و هر دلار به زیر ۳۰۰۰ تومان رسید.
پایین آمدن قیمت دلار هم امیدوارکننده است و هم قابل
تامل. امیدوارکننده از این جهت که ارزش پول کشور افزایش یافت و قابل تامل
از این جهت که ساختار اقتصاد کشور با توجه به دلار بالای ۲۵۰۰ تومان تنظیم
شده و امکان اداره کشور با دلار ارزان ممکن نیست.
اما قیمت واقعی دلار چقدر است؟
این سؤالی است که از دکتر شاهین شایان آرانی، کارشناس بازار سرمایه، پرسیدیم.
آقای دکتر شایان آرانی مسألهای که در مورد نرخ ارز و حواشی پیرامون آن طی
چند وقت اخیر پیش آمده است،روند نزولی که بازار ارز در پیش گرفته و انتظار
برای خبرهای امید بخشی که طی چند روز آینده از نیویورک خواهد رسید باعث
ورود نرخ ارز به کانال نزولی شده است، به نظر شما این سقوط تا کی ادامه دار
خواهد بود و با توجه به واقعیات اقتصادی چه کف قیمتی را میشود برای کاهش
نرخ ارز در نظر گرفت؟
صلاح نیست که به دنبال این سؤال باشیم که کف نرخ ارز کجاست چون نرخ ارز در
واقع نوعی تسویه بین ارزی است و آن نرخی است که مبادلات بین دو کشور است.
درست است که براساس یک سری مبانی نظری تفاوت تورم کشورها میتواند معیاری
برای تعیین باشد ولی کشورها خود تعیینگر این نرخ با توجه به اقتضائات
اقتصادی شان هستند.
در کشورهای در حال توسعه و به خصوص کشور ما مهمتر از این که نرخ ارز چه
باید باشد، ثباتی است که باید در این میان حاکم باشد. مثلاً اینکه نرخ
ارز۲۴۰۰ تومان یا ۲۹۰۰ تومان و یا بیشتر از اینها باشد فایدهای برای
اقتصاد ندارد.
همواره ثبات باید مدنظر باشد این نوسانات است که به اقتصاد ضربه
میزند.اگر ما ثبات داشته باشیم حال هر نرخی که باشد به بهبود فضای اقتصادی
میانجامد. چون این نوسانات است که بر اقتصاد ایران ضربه میزند و
برنامهریزیها را زیر سؤال میبرد.
نرخ ارز را نمیتوان در قیاس با این موضوع بیشتر مطرح دید. باز هم میگویم
نرخ ارز توسط بانک مرکزی و بر اساس یک سری فرمولهای محرمانه صورت میگیرد
که کنترل آن هم بر عهده بانک مرکزی است.
صادرکننده و یا واردکننده بر مبنای چه کف قیمتی ارز باید بهفعالیت بپردازد؟
شما اگر فعالیت صادراتی و یا وارداتی داشتید بدون شک این سؤال را
نمیپرسیدید. فرض کنید فردا دولت اعلام کند نرخ ارز ۳۲۰۰ تومان فارغ از
اینکه در گذشته چه کسانی چه تصمیماتی گرفتهاند.
فعال اقتصادی اکنون بر پایه این نرخ برنامهریزی میکند، کالا تهیه میکند، تولید میکند و بر این اساس هم سود میکند.
نه اینکه با نرخ بالاتری فعالیت کند و فردا بر اساس همان بیثباتی بیاید
با نرخ پایینتر محصولش را عرضه کند و این مسأله است که به فعالیتهای
اقتصادی ضربه میزند. اگر دولت نرخی را تعیین کند و بتواند طی یک سال
نوسانات آن را با ثبات مدیریت کند، قطعاً این نرخ در بین مردم جا خواهد
افتاد.
عرضه و تقاضا هم بخش تاثیرگذاری در بازار ارز است. خیلیها معتقدند تزریق
ارز به واسطه دلارهای خانگی است و گرنه صاحبان مشاغل ارزی برای عرضه
ندارنداز این رو شرایط پیش رو بازار را چگونه ترسیم میکنید؟
اینکه دولت جدید با رویکرد کاملاً متفاوتی از دولت قبل به دنبال تغییر
شرایط و جلوگیری از چالش و تنش است؛ روشن است. به همین دلیل هم مذاکرات
هستهای را به عهده گرفته است.
بهطور قطع اگر دولت بتواند مذاکرات را به خوبی مدیریت کند التهاب از
بازار ارز کاهش یافته کما اینکه ما اکنون شاهد آثار زودرس آن در بازار
هستیم، در این صورت ما با یک فشار کاهنده روبهرو هستیم.اما اگر جواب نداد
با تقاضا روبهرو خواهیم شد. بهطور کل سیاست عمومی دولت جدید تنش زدایی
است و این معقول است که بگوییم مردم نقدینگی سرگردان خود را از بازار ارز
جمع میکنند.
اما اگر بخواهم عرضههای صورت گرفته در بازار را به دلارهای خانگی نسبت
بدهم، قطعاً قبل از آن باید به اثبات علمیاش بپردازم ولی بالاخره عرضههای
صورت گرفته عطش تقاضای دلار را جواب داد. از سوی دیگر هم خبری از بانک
مرکزی نیست که این دلارها را به بازار پمپاژ میکند اما آنچه
مسلم است بهبود فضای کسب و کار است که تاثیرش را بر نرخ ارز میگذارد.
این روند نزولی بازار ارز چه تاثیری بر سایر بازارهای اقتصادی دارد؟
طبیعتاً نوسانات نرخ ارز بر سایر بازارها اثرگذار است اما خود ثبات آن میتواند تاثیر مثبتی را بر بورس بگذارد.
این که نرخ ارز پایین بیاید شاید در وهله اول بر برخی شرکتها اثر مثبت و
یا منفی بگذارد. شرکتهای صادرات محوری مانند پتروشیمیها و معدنیها که
بخش مهمی از بورس را تشکیل میدهند شاید در نوبت اول اثر منفی ببینند و
بازار را تحتالشعاع قرار بدهند اما اگر این شرایط با ثبات حاکم باشد نتیجه
مثبتی را در کل شاهد هستیم.